حسابداری ذهنی

حسابداری ذهنی

حسابداری ذهنی

خیلی عجله داشت . ماشین را در اولین جای خالی که پیدا کرد، پارک کرد و با عجله به سمت مدرسه دخترش حرکت کرد . باز دیر شده بود و علی رغم تاکید دخترش، چهل و پنج دقیقه از یک جلسه یک ساعته گذشته بود . به هر حال جایی پیدا کرد و نشست و جلسه تمام شد. اجرای برنامه دخترش را از دست داده بود.

از مدرسه خارج شد و به سمت ماشین حرکت کرد . اولین چیزی که روی شیشه جلوی ماشین و زیر برف پاکن خودنمایی می کرد برگه سفیدی بود که بدون شک برگه جریمه ماشین بود .

خونش با دیدن برگه جریمه حسابی به جوش آمده بود . با خودش فکر کرد اگر با آژانس می آمدم و می رفتم ارزانتر برایم ، تمام می شد. درب را باز کرد و در ماشین نشست ، حالا احساس می کرد گرمای هوا چند برابر شده است . می خواست به زمین و زمان نا سزا بگوید .

پنجره های ماشین را باز کرد تا هوا کمی در رفت و آمد باشد، چشمانش را بست و چند تا نفس عمیق کشید . حالا نوبت آن فرا رسیده بود که از خودش یک امتحان بگیرد . می گویید چه امتحانی ؟  امتحان از کتابی که یک ماهی از خرید آن گذشته بود و او هرشب بخشی از آن را مطالعه می کرد. نام کتاب ” هنر خوب زندگی کردن ” بود.

فصل اول : حسابداری ذهنی ” چه طور باخت را به برد تبدیل کنیم”

در فصل اول نویسنده مثالی از گم شدن یک کیف پول در یک کشور فقیر آفریقایی را نقل میکند و در ادامه توضیح می دهد که هر چقدر با ذهن تان کلنجار روید، نمی توانید این واقعیت را تغییر دهید که کیف پولتان گم شده است . اما آنچه می توانید تغییر دهید، اهمیت اتفاقات پیش آمده و تعبیرتان از ماجراست .

داشتن یک زندگی خوب تا حد زیادی به تفسیر سازنده از وقایع بستگی دارد . نیازی به گفتن ندارد که پول خوشبختی نمی آورد. و با قاطعیت می توان گفت که به خاطر تفاوت های جزئی در قیمت ها پریشان نشوید . ترجیح دهید که انرژی خود را پس انداز کنید . مبلغ ناچیزی را برای خودتان در نظر بگیرید که نسبت به آن بی تفاوت باشید و چنسین مواردی مثل جریمه و …. را توسط آن پرداخت نمائید . با این روش هیچ چیزی را از دست نخواهید داد به خصوص آرامش درونی تان را .

یک حسابداری ذهنی به بهرین شکل خود به این ترتیب است که برای زمانتان ارزش قائل شوید و با عصبانی شدن آن ر به هدر ندهید.

نجمه سادات عاملی

با سلام این سایت به زودی تکمیل واهد شد.

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید